به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛
به من گفت: نرو که بن بسته!
گوش نکردم، رفتم.
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!
برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 18:36