
زمستان که گذشتصور اسرافیل دمیده شدبهار مسیحادم از راه رسید وطبیعت مرده دوباره زنده شدمردم دسته دستهبه دیدار دوشیزه بهار می شتافتندبهار بود و هلهله شکفتن شکوفه هامرد و زنکودک و پیر و جوانهمه تشنه شنفتن اعجاز رنگ هامردمی که هر کدام گمشده ای داشتندآمده بودند به دل طبیعت پویازنی با توله سگ ملوسک اشمی دوید سوی جنگلمی خواست که از تنهایی و تمدن بی روح خود فرار کندفرو چکید تمام هستی اشبه هیات قطره ای در رودخانه ای خروشانکه می رفت بسمت دریابهار امسال همراه شد با باران های عبرت انگیزبا سیل های بنیان کنبنی...
ادامه مطلب
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «قطعه ای از نمایشنامه هملت / امین فرومدی» را در ادامه بخوانید. پولونیوس: صدای پایش را می شنوم؛ خداوندگار من، از اینجا برویم. (شاه و پولونیوس بیرون می روند.) (هملت وارد می شود) هملت: بودن یا نبودن، حرف در همین است، آیا بزرگواری آدمی بیشتر در این است که زخم فلاخن و تیربختِ ستم پیشه را تاب آورد، یا آن که در برابر دریایی فتنه و آشوب سلاح بر گیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟ مردن، خفتن؛ نه بیش؛ و پنداری که ما با خواب به دردهای قلب و هزاران آسیب طبیعی که نصیب تن...
ادامه مطلب
گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «شعر / کرونای بحران هویت / امین فرومدی». فطرت هاشعر سپید زندگی را تمنا می کنندتا ساده و صمیمیدر این بهار کوتاه جوانیعاشقانه های خوشبختی را زمزمه کنندزمانه،زمانه ای ست که به هنجار نیستدیگر درخت بار و بر نمی دهددیگر رودخانه ها صفایی ندارنددیگر پرندگانآواز های عاشقانه را از یاد برده اندشهرهادر ازدحام آلودگی هاسرگیجه گرفته اندقطب های شریف زمیناز شرارت های مدرن انسان امروزاز خجالت آب می شوندمحیط زیستاز گازهای گلخانه ایاز هجوم هیولای پلاستیکو از این همه ندانم کاری آ...
ادامه مطلب
شعر/ هتل هزار ستاره / امین فرومدی آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «شعر/ هتل هزار ستاره / امین فرومدی» را در ادامه بخوانید. زمستان که گذشت صور اسرافیل دمیده شد بهار مسیحادم از راه رسید و طبیعت مرده دوباره زنده شد مردم دسته دسته به دیدار دوشیزه بهار می شتافتند بهار بود و هلهله شکفتن شکوفه ها مرد و زن کودک و پیر و جوان همه تشنه شنفتن اعجاز رنگ ها مردمی که هر کدام گمشده ای داشتند آمده بودند به دل طبیعت پویا زنی با توله سگ ملوسک اش می دوید سوی جنگل می خواست که از تنهایی و تمدن بی روح خود فرار کند فرو ...
ادامه مطلب
ادبیات زندگی/ فقط عشق ست / باقی همه مشق ست وب سايت من تاریخ افتتاح وبلاگ : 1391/03/11شعر را مقصود اگر آدم گری ستشاعری هم مسند پیغمبری ست"اقبال لاهوری"ن وَالقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَقلم زبان خداست/ قلم امانت آدم است/ قلم ودیعه عشق است/هر کسی را توتمی است و قلم توتم ماست.....حیات یک ملّت در گرو حیات فرهنگی آن ملّت است.خرداد 1391-امین فرومدی .....ما آمده ایم که زندگی کنیم ت...
ادامه مطلب
ادبیات زندگی/ فقط عشق ست / باقی همه مشق ست وب سايت من تاریخ افتتاح وبلاگ : 1391/03/11شعر را مقصود اگر آدم گری ستشاعری هم مسند پیغمبری ست"اقبال لاهوری"ن وَالقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَقلم زبان خداست/ قلم امانت آدم است/ قلم ودیعه عشق است/هر کسی را توتمی است و قلم توتم ماست.....حیات یک ملّت در گرو حیات فرهنگی آن ملّت است.خرداد 1391-امین فرومدی .....ما آمده ایم که زندگی کنیم ت...
ادامه مطلب
تاریخ افتتاح وبلاگ : 1391/03/11شعر را مقصود اگر آدم گری ستشاعری هم مسند پیغمبری ست"اقبال لاهوری"ن وَالقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَقلم زبان خداست/ قلم امانت آدم است/ قلم ودیعه عشق است/هر کسی را توتمی است و قلم توتم ماست.....حیات یک ملّت در گرو حیات فرهنگی آن ملّت است.خرداد 1391-امین فرومدی.....ما آمده ایم که زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم،نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم. زندگی ما حکایت یخ فروشی است که &nb...
ادامه مطلب
تاریخ افتتاح وبلاگ : 1391/03/11شعر را مقصود اگر آدم گری ستشاعری هم مسند پیغمبری ست"اقبال لاهوری"ن وَالقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَقلم زبان خداست/ قلم امانت آدم است/ قلم ودیعه عشق است/هر کسی را توتمی است و قلم توتم ماست.....حیات یک ملّت در گرو حیات فرهنگی آن ملّت است.خرداد 1391-امین فرومدی.....ما آمده ایم که زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم،نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم. زندگی ما حکایت یخ فروشی است که &nb...
ادامه مطلب
سنگنگاره کمانداران، تزئیناتی مجلل و معروف از بخش مسکونی کاخ آپادانا، ساخته شده توسط داریوش اول در شوش را نمایش میدهد. این کتیبه از آجر سفالی براق ساخته شدهاست و بلندی آن ۴٫۷۵ متر و پهنای آن ۳٫۷۵ متر میباشد. هرودوت تاریخنگار یونانی این سپاه برگزیده را فناناپذیر (جاویدان) میدانست. از این کتیبه هماکنون در موزهٔ لوور در فرانسه نگهداری میشود.تصویر زنی در حال استحمام روی یکی از دیوارهای بیرونی کاخ چهلستون اصفهانکاشی لعابدار با نقش مار، خرگوش و لاکپشت به عنوان نگارهای برای آذین کتاب عجائب المخلوقات وغرائب الموجودات نوشته زکریای قزوینی، مربوط به سده ۱۳ میلادیسریازان هخامنشینقش سه نیزهدار در کاخ آپادانا شوش در موزه پرگامون برلیننقش سه نیزهدار اثر باستانی بینظیری است که در کاخ آپادانا شوش در استانِ خو...
ادامه مطلب
و چون ایشان غذا می خوردند عیسا نان را گرفته برکت داد و پاره کرده به شاگردان داد و گفت بگیرید و بخورید، این است بدنِ من. و پیاله را گرفته تشکر نمود و بدیشان داده گفتهمهیِ شما از این بنوشید، زیرا این است خونِ من در عهدِ جدیدکه در راه بسیاری به جهتِ آمرزشِ گناهان ریخته میشود!عهد جدید / انجیل متّا ♫♫♫شعر و داستان/امین فرومدیادبیات ایران و جهانمنبع : time.ir بخوانید...
ادامه مطلب
فطرت هاشعر سپید زندگی را تمنا می کنندتا ساده و صمیمیدر این بهار کوتاه جوانیعاشقانه های خوشبختی را زمزمه کنندزمانه،زمانه ای ست که به هنجار نیستدیگر درخت بار و بر نمی دهددیگر رودخانه ها صفایی ندارنددیگر پرندگان آواز های عاشقانه را از یاد برده اند شهرها در ازدحام آلودگی هاسرگیجه گرفته اندقطب های شریف زمیناز شرارت های مدرن انسان امروزاز خجالت آب می شوندمحیط زیستاز گازهای گلخانه ایاز هجوم هیولای پلاستیکو از این همه ندانم کاری آدم های عوضیبه احتضار افتاده استقنات ها چشمه هادریاچه هاخشکیده اندجوانان جوانی اشان تبخیر می شودگل ها پژمرده انددیگر دل و دماغی برای عشق نمانده استشکارچیان عقل و ایمان بشرسوداگران مرام و معرفتآجرگران خطه ناندسیسه گران بی حرمت کننده نامبه جنگ نرم برخاسته اندجهالت علمی ویروس ب...
ادامه مطلب
بیا در کافی شاپ کلاسیک محبتیک فنجان معرفت بنوشیمکه عشقبعد از هر فنجان معرفت شکوفه می دهدمنتظرت هستمبیا تا از معجزه عشق سورپرایز شویم1402/8/2 / امین فرومدی♫♫♫شعر و داستان/امین فرومدیادبیات ایران و جهان بخوانید...
ادامه مطلب
عصر انقراض - شعر و داستان/امین فرومدیمنابع مطالب : 1-سایت .oddityhttps://www.odditycentral.com/2-سایت فرارو3-سایت حقیقت نیوز4-سایت رادیو زمانه♫♫♫♫سازمان ملل: جهان بر سر دوراهی سرنوشت استالیزابت ماروما مرما، رئیس جدید کنوانسیون ملل متحد سهشنبه ۱۵سپتامبر هنگام ارائه این گزارش هشدار داد که نوع بشر بر سر «یک دوراهی» قرار دارد: یا تداوم و گسترش تخریب طبیعت که تهدیدیبرای تمدن است، یا عمل فوری برای محافظت از آن.(سایت زمانه)♫♫دانشمندان هشدار داده اند که اکنون نرخ تخریب طبیعت و جاندارانش بین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر بیشتر از متوسط آن در ۱۰ میلیون سال گذشته است و دلیل اصلی این تخریب مداخله بشر در طبیعت و گرمایش جهانی زمین به علت انتشار گازهای گلخانهای است که مقصر اصلی گرمایش زمین نیز بشر به حساب میآید.♫♫انسانه...
ادامه مطلب
کبوتراندر افق آبی عشق پرواز می کنند.ماجرای عجیبی ست پرواز کبوتران.وقتی که ماجراشروع می شودما آغاز یک پایانیم.در سرزمین شبکه ستاره ها بر زمین افتادندخون شفقبر صورت آسمان شتلق زد.در چنین هنگامه ایاسب سحر خیز سحرمی فشاند یالدر معبر خورشیدتا ببرد عاشقان رابه خیابان های ستاره های امید.و اکنون سپیده دمیمرغ شبزیباترین ترانه روز را سر می دهد.و فریاد حقیقتبی هیچ هراسیبی باکانه در آسمان اذهان پژواک می شودبه همراه بشارتی مقدس.در چنین روزی عظیم و با شکوهکه سرزمین دل مست شکوفه های بهاری ستما عاشق می شویمو عشق مانه یک افسانهکه یک حماسه استو توهیچ غم مدارکه روز خوب خدا به زیبایی آغاز می شود.در آن لحظه های اثیریدروازه های شهر عشقبه روی مردمان باز می شود.در چنین بامدادی که سرشار از رهایی ستزندگی از نو آغاز م...
ادامه مطلب
زمستان که گذشتصور اسرافیل دمیده شدبهار از راه رسید وطبیعت مرده دوباره زنده شدمردم دسته دستهبه دیدار دوشیزه بهار می شتافتندبهار بود و هلهله شکفتن شکوفه هامرد و زنکودک و پیر و جوانهمه تشنه شنفتن اعجاز رنگ هامردمی که هر کدام گمشده ای داشتندآمده بودند به دل طبیعت پویازنی با توله سگ ملوسک اشمی دوید سوی جنگلمی خواست که از تنهایی و تمدن بی روح خود فرار کندفرو چکید تمام هستی اشبه هیات قطره ای در رودخانه ای خروشانکه می رفت بسمت دریابهار امسال همراه شد با باران های عبرت انگیزبا سیل های بنیان کنبنیان ها را محکم کنیم که آسیب نبیند حتی یک نفرمن جمعی مندر گذرگاه زمانبا نگاهی عاشقانهدر تکاپوی کشف رابطه انسان بود و طبیعتو ماورای طبیعتمی خواست مثل مسافریدر این سفر کوتاه زندگیبه این قطار واژه های تهی ی پر از ...
ادامه مطلب
تاریخ افتتاح وبلاگ : 1391/03/11شعر را مقصود اگر آدم گری ستشاعری هم مسند پیغمبری ست"اقبال لاهوری"ن وَالقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَقلم زبان خداست/ قلم امانت آدم است/ قلم ودیعه عشق است/هر کسی را توتمی است و قلم توتم ماست.....حیات یک ملّت در گرو حیات فرهنگی آن ملّت است.خرداد 1391-امین فرومدی.....ما آمده ایم که زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم،نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم. زندگی ما حکایت یخ فروشی است که &n...
ادامه مطلب
تاریخ افتتاح وبلاگ : 1391/03/11شعر را مقصود اگر آدم گری ستشاعری هم مسند پیغمبری ست"اقبال لاهوری"ن وَالقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَقلم زبان خداست/ قلم امانت آدم است/ قلم ودیعه عشق است/هر کسی را توتمی است و قلم توتم ماست.....حیات یک ملّت در گرو حیات فرهنگی آن ملّت است.خرداد 1391-امین فرومدی.....ما آمده ایم که زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم،نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم. زندگی ما حکایت یخ فروشی است که &n...
ادامه مطلب
مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود. پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند. سپس پدر همه را فراخواند و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند. پسر اول گفت: «درخت زشتی بود، خمیده و درهم پیچیده.» پسر دوم گفت: «نه… درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن.»پسر سوم گفت: «نه… درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین… و با شکوه ترین صحنه ای بود که تا به امروز دیده ام.» پسر چهارم گفت: «نه!!! درخت بالغی بود پربار از میوه ها… پر از زندگی و زایش!»مرد لبخندی زد و گفت: «همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید! شما نمی توان...
ادامه مطلب
تاریخ افتتاح وبلاگ : 1391/03/11شعر را مقصود اگر آدم گری ستشاعری هم مسند پیغمبری ست"اقبال لاهوری"ن وَالقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَقلم زبان خداست/ قلم امانت آدم است/ قلم ودیعه عشق است/هر کسی را توتمی است و قلم توتم ماست.....حیات یک ملّت در گرو حیات فرهنگی آن ملّت است.خرداد 1391-امین فرومدی.....ما آمده ایم که زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم،نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم. زندگی ما حکایت یخ فروشی است کهاز او پرسیدند: فروختی؟ گفت: نه، ولی تمام شد.خرداد1395.....خدایا! می دانم خالی از تقصیر نیستماما می خواهم از اینکه مرا در هر حال دوست داری تشکر کنم....حرام گشت از این پس فغان و غمخواریبهشت گشت جهان زانک تو جهان داریمثال ده که نروید ز سینه خار غمیمثال ده که کند ابر غم گهرباریمثال ده که نیاید ز صبح غماز...
ادامه مطلب
با هر آدمیرازی متولد می شود و رشد می کند اگر که چون کودکی عزیزش بداریم به درخت سیب نگاه کن چه با شکوه است تماشایی ست! و به خوشه های ناز گندم و به باغ دلنواز گیلاس نگاه کن به تاکستان سر مست و به خوشه های ناب انگور هر کدام از این ها مسحور راز خود است بلبلی که در خلوت گل دلبری می کند و کمر به خدمت بسته است پروانه ای که در کوچه باغ گل ها سماع صوفیانه می کند و بیخود استو کرمک شبتاب که در عهد شباب این همه خوش می درخشد همگی مست رویای آن رازند این رود که پر خروش،امیدوار در رویای مهتابی دشت شعر سرنوشت خود را می سراید عاشق است و سراسیمه به سمت دریا می دود در پی راز خودست سپیده دمی درنگ ک...
ادامه مطلب