معرفی کتاب مائده های زمینی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    مترجم: پرویز داریوش و جلال آل احمد

    درباره‌ی کتاب:
    این کتاب زاده‌ی شور و اضطراب جوانی نویسنده‌ی آن است که خصوصاً در آثار گویندگان و نویسندگان متقدم زبان خود، غوری فراوان داشته است. سبک آن که گاه ثقل و مهابت مزامیر و اسفار را بدون لطف و تخدیر آن‌ها شامل است،نموداری از همین تعمق در نثر متصنع قرن هیجدهم، به‌خصوص آثار «شاتوبریان» است؛ اما گاه شاعری حقیقی خود«ژید» عرصه بر تصنع تقلیدی وی تنگ ساخته و جمله‏‌ها و بندها و حتی گاه چند صحیفه متوالی تلفیقات عذب و لطیف پدید آورده است. مترجمان در بدو امر میخواستند ترجمه را به نثری درآورند که در خور دوستداران حافظ باشد؛ اما صرف‌نظر از قلت بضاعت که ذاتی ایشان است، دشواری مصنوع و گاهی سعی در تجنیسات که در متن اصل‏ در کار است ایشان را از حصول به هدف یا حتی به شبه هدف باز داشته است. در بعض جمله‏‌ها یا بعض جمله‏‌های‏ مرکب، نویسنده فعل اصلی را در محلی که معمول فرانسویان نیست به‌کار برده، یا گاه صفتی را که به‌دقت و هشیاری‏ برگزیده با چند قید متوالی از موصوف دور کرده است. ممکن است از چنین عملی دقتی خالص در بیان حاصل گردد و ممکن است نتیجه به‌کلی جز از این باشد. اصوات ندا از قبیل آخ و اوخ و اوه و جز آن‌ها که میان جمله‏‌ها پراکنده است‏ تأثیر نویسنده «خاطرات آنسوی کور» را بر نویسندگان رمانتیک - و از طریق ایشان بر «ژید» - آشکارتر می‏‌سازد؛ خصوصاً که کتاب «یادداشت‌های روزانه» نوشته‌ «ژید» در نظر ناقدان ادب سخت از کتاب سابق الذکر متأثر است.
    در این کتاب از اشخاص و امکنه در ازمنه مختلف بدون تطابق تاریخی ذکر فراوان رفته است. هر کجا که بنظر مترجمان‏ ابهامی رسید توضیحی در آخر کتاب بدان افزودند و هر کجا که توصیف نویسنده مطابق واقع نیست - خواننده باید به این بیان خود «ژید» توجه داشته باشد که در ابتدای کتاب می‏گوید: «بی هیچ خودستایی و تصنعی، یا شرم و حیایی، من جان خود را در(این کتاب) نهاده‏‌ام. اگر گاه در آن سرزمین‌هایی‏ سخن رانده‏‌ام که هرگز ندیده‏‌ام و از عطرهائی که هرگز نبوییده‏‌ام، یاکارهایی که هرگز نکرده‏‌ام - یا از تو ای ناتاناییل من، که هنوزت ندیده‏‌ام هرگز از سرسالوس و ریا نیست...» 
    و چون از این چند نکته، که ذکر آن‌ها نه به قصد انتقاد؛ بلکه به‌منظور آشنا ساختن خواننده با سبک و طرز فکر نویسنده‏ به میان آمد، صرف نظر شود، نوبت به شیوه‌ی سهل وممتنع نویسنده می‌رسد که در نظر مترجمان برگردان این شیوه از هیچ زبان به زبان دیگر میسور نیست. مواردی هست که‏ نویسنده افعال «استن» و «بودن» را شاید به قرینه‌ی حضور نفسانی خود، حذف کرده است. این حذف در ترجمه‌ی فارسی‏ نیز موجود است - و امید مترجمان بر آن بوده است که خواننده نیز با نویسنده همدلی کند. گاه نویسنده با ذکر فعلی‏ به صورت مصدر اجرای آن‌را اراده کرده است، مترجمان نیز امانت را رعایت کرده‏‌اند و اگر «ژید» مثلاً «بوسیدن» گفته‏ ایشان «بوسیدم» نگفته‏‌اند.
    مائده‌های زمینی شاهکار آندره ژید نویسندهٔ بزرگ فرانسه است که نخستین بار در ۱۸۹۷ در پاریس منتشر شد.
    این کتاب به مانند بسیاری از آثار ادبی بزرگ جهان در آغاز مورد استقبال واقع نشد ، بطوریکه در طول 10 سال تنها 500 نسخه از آن فروش رفت ، با اینکه از آثار دوره جوانی نویسندست ، وی تقریبا تمام آنچه را که می توان فلسفه وی نامید در آن گنجاندست، و هرچه بعدا نوشته در تعقیب اندیشه هاییست که در این کتاب بیان گردیده، یعنی امتناع از هر گونه علاقه و وابستگی و ستایش شور و عشق و نگاهی هر " لحظه نو" به تمام جلوه های هستی .

    "سرمایه من ، از بهم پیوستن چیزهای بخصوصی بوجود نیامده بود ، بلکه تنها از ستایش و تحسین من تشکیل یافته بود، من همواره تمام سرمایه ام را در اختیار داشته ام " و " خردمند آن است که از هرچیز به شگفت درآید. "

    خط سیر اندیشه های او در این کتاب به مانند بسیاری ادبا و حکمای بزرگ جهان شامل درونی ساختن شکوه و زیبایی های هستی و سپس رهایی از خویشتن و سیر در جهان نامتناهی معانی ژرف و جاودانست .

    "ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که بدان می نگری . "

    ریشه اندیشه های این کتاب را در کتاب مقدس و نوشته های نیچه فیلسوف و شاعر شهیر آلمانی باید جست. نشانه هایی از تاثیر ادبیات مشرق زمین نیز در آن دیده می شود. او در این کتاب چنین استدلال می کند که تمام امیال طبیعی، سودمند بوده و مایه تندرستی است، و بدون این امیال، زندگی لطف خود را از دست می دهد . « وقتی از عملی لذت می برم ، برای من دلیل خوبی است که آن عمل را انجام بدهم... مادامی که لبانت برای بوسیدن هنوز شیرین است، سیراب کن » چنان زندگی کن که « زندگیت بدون ترس از نتایج محرماتی که اخلاقیات رسمی بر تو تحمیل می کند ، پذیرای هر رویدادی باشد ». اما ژید خطر افراط کاری را به خواننده کتاب خود هشدار می دهد و در آخر، از او می خواهد که : « کتاب مرا به دور بینداز، مگذار متقاعدت کند ! گمان مبر که حقیقت تو را کس دیگری می تواند برایت پیدا کند ...به خود بگو که این کتاب هم چیزی نیست، مگر یکی از هزاران شیوه رویارویی با زندگی. تو راه خویش را بجوی! »
    چاپ اول : 1343

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 0:42
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها